محمد مهدى ملايرى
64
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ميانرودان به نوشتهء هرتسفلد بخش شمالى عراق كنونى را كه روميان Mesopotamia ( بين النهرين ) مىناميدند در دوران ساسانى و در زبان فارسى آن را ميانرودان مىگفتهاند « 1 » اين همان سرزمينى است كه در زبان عربى هم به تناسب همين نام و وضع جغرافيائى آن جزيره ناميده شده است . مرز اين بخش شمالى را با بخش جنوبى عراق كنونى چنان كه پيش از اين هم گذشت خطى دانستهاند كه دو رود دجله و فرات را در نقطهاى كه آن دو بيش از هر جاى ديگر به هم نزديك مىشوند به هم مىپيوندد و آن خطى است بين شهر انبار در ساحل باخترى رود فرات و تكريت در كنارهء خاورى رود دجله « 2 » . ولى اين نام « ميانرودان » مانند دو نام ديگرى كه ذكر آنها گذشت يعنى سورستان و دل ايرانشهر كه در مآخذ عربى و اسلامى هم ذكر آنها رفته است در اين مآخذ انعكاسى نيافته شايد بدانسبب كه اين نام براى اين منطقه يك نام توصيفى بوده كه وضع طبيعى آنجا را مىرسانده نه يك نام خاص جغرافيائى . جاهائى كه ميانرودان خوانده مىشدهاند بدين نام جاهاى متعددى در ايران وجود داشته كه از لحاظ وضع طبيعى آنها يعنى قرار داشتن ميان رودها به اين نام يا نامهائى شبيه به اين ، خوانده مىشدهاند . مانند جزيرهاى كه شهر كنونى آبادان در آن قرار دارد كه در زمان ساسانيان ، « ميانرودان » خوانده مىشده ، زيرا آن را از دو سوى ، دو رود بزرگ و از سوئى هم دريا احاطه مىكرده « 3 » جزيرهاى كه در تقسيمات كشورى دوران ساسانى جزء استان بهمن اردشير بوده و در قرنهاى
--> ( 1 ) . هرتسفلد ، ص 307 . ( 2 ) . لوسترانج ، از ترجمهء عربى كتابش به نام بلدان الخلافة الشرقية ، ص 16 و 17 و 41 . ( 3 ) . ياقوت ذيل ميانرودان گويد : « فهذه الجزيرة مثلّثة الشكل من جانبيها دجلة و الفرات و الجانب الثالث البحر الاعظم » ( معجم البلدان 4 / 709 ) ظاهرا مراد از دجله و فرات در اين عبارت دجلة العوراء است كه همين اروندرود امروز و بهمنشير دوران قديم باشد .